ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 74

تاريخ رشيدى ( فارسي )

آزموده‌ترين صاحب منصبان كامران بود سپرد و دستور داد كه با رؤساى كشميرى مرافقت نموده و متصرفات سرزمين آنها را مسترد نمايد . اما بابا براى اجراى اين دستورات بهانه تراشى كرد و لشكركشى به شكست انجاميد . پس از عقب‌نشينى چغتايىها از قنوج به لاهور ، اين رؤسا تقاضاهاى خود را جهت استمداد شدت بخشيدند و اين امر در خلال مذاكراتى انجام گرفت كه همايون تحت تأثير ميرزا حيدر يك سلسله اقدامات كلى را براى بهره‌بردارى از فرصت جهت يافتن جاى پاى مجددى در كشمير آغاز كرده بود . وى در تهاجمات سابق خود به داخل آن سرزمين در زمان خدمت به خان كاشغر ، به ارزش موقعيت و منابع آن سرزمين پى برده و حساب كرده بود كه با يك نيروى معقول قادر است تنها در عرض دو ماه آنجا را منقاد ساخته و پناهگاه مناسبى براى پادشاه خاندانش و در صورت نياز براى بقاياى سپاهيان چغتايى فراهم آورد . از سوى ديگر ، شيرشاه با ارابه‌هاى چرخدار و توپخانه كه قدرتش عمدتا متكى به آنها بود ، فكر نمىكرد كه ميرزا بتواند زودتر از چهار ماه به ظاهر ارتفاعات برسد و اين جدّ و جهد سربازانش را به كلى خسته خواهد كرد . اگرچه اين تدابير براى همايون ( كه به طرف سند عقب‌نشينى مىكرد ) سودى در برنداشت اما اجازه داد كه آنان به وسيله ميرزا حيدر مقاصد خود را عملى سازند . گروه كوچكى از سربازان در اختيار ميرزا حيدر قرار گرفت كه براى پيوستن به رؤساى كشميرى ، از لاهور به حركت درآمدند ، و به كمك آنان وى توانست به ارتفاعات سرزمين آنها داخل شود و به فواصلى دو تن از صاحب منصبان همايون كه به ترتيب عبارت بودند از اسكندر توپچى و خواجه كلان ، به او پيوستند . چون همه در بخش علياى جهلم تجمع كردند و قشون شروع به فرود آمدن از معابر منتهى به دره كشمير نموده ، ميان فرماندهان اختلاف پيش آمد . نخست خواجه كلان با افراد خود از اردو جدا شد و اندكى بعد توپچى نيز از او پيروى كرده ، ميرزا حيدر را با مشتى از ملازمانى كه در خدمتش بودند ، به همراه عده كمى كه با اجازه شخصى پادشاه به وى پيوسته بودند ، در تعقيب مدعايش تنها گذاشتند . به دنبال اين پيش آمد ، وى تصميم به پيش روى گرفت و در نوامبر 1540 از